موضوع انشا:اذان,موضوع انشا:اذان,IRAN FUN - موضوع انشا:اذان

ساعت هفده و بیست دقیقه است. به لحظات آسمانی و پر برکت اذان مغرب نزدیک    می شویم دسته های عزاداری نیز به مقصد نزدیک می شوند تا وضو بگیرند و نماز اقامه کنند صدای گوش نواز طبل و سنج ها هر لحظه نزدیک تر می شوند.

    ناگهان آوای دلنشین اذان تمام وجودم را فرا می گیرد.گویی آبی است سرد که بر پیکر در حال گداختنم می ریزد.غوغا و آشوبی در درونم به وجود می آید.غرق در شادابی ام     و روحم پر از نشاط است.

    طنین صدای مؤذن در مسجد و خیابان ها پیچیده است:((حی علی الصلاة حی علی الصلاة)) با گفتن این گوهر آوایی صفوف نخستین پر می شود.

    اذان تمام می شود ولی هنوز من موسیقی اذان را در زیر لب هایم زمزمه میکنم.عطرو بویی خاص مسجد را فراگرفته است و به انسان آرامش می دهد.اذان خیلی وقت است که تمام شده ولی نمی دانم چرا در گوشهایم نجواهایی پیچیده می شود.هر لحظه این نجواها بیشتر مشوند و من به فکر فرو می روم.هرچه بیشتر فکر می کنم معانی کلمات اذان در ذهنم مرور و تبش روحم هر لحظه بیشتر می شود.

    عقیده ی من این است که اذان با انسان سخن می گوید. نه فقط سه یا چهارخط بلکه به    اندازه ی صدها جلد کتاب.اذان می گوید:((برخیز که هنگام عبادت است.خدا روزی اش را برتو تمام گردانیده اینک نوبت توست که از او سپاس گزاری کنی و او را با تمام وجود ستایش کنی.))

 
ادامه مطلب
برچسب ها:

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر